داستان تاریخی مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد
هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خانه » جالب و خواندنی » داستان تاریخی مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد
داستان تاریخی مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد

داستان تاریخی مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد

غلام سلطان محمد غزنوی

یک داستان تاریخی و خواندنی را با عنوان ” مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد ” برای شما کاربران گرامی آورده ایم که امیدواریم از آن درس عبرت بگیرید و طمعکار نباشید و صبوری به خرج دهید.

مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد

می گویند که ایاز غلام سلطان محمد غزنوی ، در آغاز چوپان بود و با گذشت زمان ، در دربار پادشاه صاحب منصب شد. او اتاقی داشت که هر روز صبح به آن سر می زد و وقت خروج بر در اتاق قفلی محکم می زد تا این که درباری ها گمان کردند ایاز گنجی در اتاق پنهان کرده است و موضوع را از سر حسادت به گوش شاه رساندند.

پادشاه دستور داد وقتی غلام در اتاقش نیست در را باز کنند و گنج نهان را به محضر شاه بیاورند. به این ترتیب ۳۰ نفر از بدخواهان به اتاق ایاز ریختند و قفل را شکستند و هرچه گشتند چیزی نیافتند جز یک چارق کهنه و یک دست لباس مندرس که به دیوار آویخته شده بود.به این ترتیب دست خالی پیش شاه برگشتند و آنوقت سلطان به خنده افتاد که « ایاز مردی درستکار است . آن لباس های مندرس مربوط به دوره چوپانی اوست و آنها در اتاقش آویخته است تا روزگار فقر و سختی اش را به یاد داشته باشد و به رفاه امروزش غره نشود.

منبع : ام استوری

داستان تاریخی مرد چوپانی که صاحب منصب دربار شد
5.00/55
امتیاز 5.00 ( 1 رای )
اشتراک گذاری مطلب

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز سئو و بهینه سازی سایت توسط شرکت آریا گسترXML Sitemap / rss / sitemap.xml / HTML Site Map