داستان مذهبی راز زندگی
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.(کوروش کبیر)
خانه » جالب و خواندنی » داستان مذهبی راز زندگی
داستان مذهبی راز زندگی

داستان مذهبی راز زندگی

زندگی

خداوند بزرگ و متعال در هر چیزی حکمتی قرار داده و هیچ کاری بدون حکمت خداوند نیست. داستان زیر حکایت از بزرگی خداوند دارد و امیدوار هستیم با خواندن این داستان به قلب خود مراجعه کنید.

راز زندگی

در افسانه ها آمده روزی که خداوند جهان را آفرید ، فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند و از آن ها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند.

یکی از فرشتگان به پروردگار گفت : آن را در زمین مدفون کن.

فرشته دیگری گفت : آن را در زیر دریاها قرار بده.

سومی گفت : راز زندگی را در کوهها قرار بده.

ولی خداوند فرمود :

اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند در حالی که من می خواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد.

در این هنگام یکی از فرشتگان گفت : فهمیدم کجا ای خدای مهربان ! راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده ، زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید.

منبع : نمکستان

اشتراک گذاری مطلب

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز سئو و بهینه سازی سایت توسط شرکت آریا گسترXML Sitemap / rss / sitemap.xml / HTML Site Map